داروی خارش گوش کشف شد!!!

دو قرص تسناتلسنرتالی و ترامازینستولیزین

.

.

..

.
.

.

.

.

.

.

.

.

چرا سعی میکنی بخونیش؟؟؟

مگه میخاره؟؟؟:)))))))))


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393 | 16:09 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(0)

تو خارج :


عزیزم ؟ baby ؟ میتونم چندلحظه بیام تو اتاقت ؟


توایران:


بعد از اینکه یه لگد به در میزنن میگن :

کُرّه خر چه غلطـی مــی کردی درو بسته بودی ؟جوک


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393 | 16:05 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(0)

یکی از فانتزی های کرم درونم اینه که برم توی یه

جمع زنونه و دخترونه داد بزنم آههااااای

خوششگلا !!! بعد همه برگردن به من نگاه کنن منم یهو بگم:

.

.

.

«مگه شما خوشگلین»!!!

.

.

بعد بزنم به چاک !

.

کرم درونمه دیگه کاریش نمیشه کرد بعضی

موقع ها دوس داره دخترا رو سر کار بذاره 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | 14:01 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(0)

لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ است ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ ...........

ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟

چیه فک کردی پست شکست عشقیه؟!

نه عزیزم ، این جا از این قرتی بازیا نداریم !!!  

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | 13:57 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)

برادرم داشت با دخترعمم اسم بازی میکرد (ازینا که باید با آخر اسم قبلی یه اسم جدید بگی)

دختر عمم گفت نازنین ,داداشم گفت نیمار

دختر عمم گفت رامین داداشم باز گفت نیمار 

بهش گفتم تکراریه باختی ^_^

میگه نه اون نیمار تو بارسا بازی میکرد این تو تیم ملی برزیل 


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 14:04 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)

یه خواهر دارم 7 سالشه از جایی که وقتی من همسن

اون بودم نزدیکای سال تحصیلی خوشحال و خر کیف

میشدم و اون بی تفاوت نسبت به روز اول مهر بود گفتم برم باهاش حرف بزنم 

رفتم کنارش نشستم گفتم تو بوی ماه مهر رو ....

سریع حرفم رو قطع کرد گفت باور کن من در

دستشویی رو باز نذاشتم بو از جای دیگه است

من o.O 

کلا بیخیال حرف زدن شدم رفتم تو اتاقم 

از من به شما نصیحت سر به سر گودزیلا جماعت نذارین 


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 14:03 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 15:45 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)

سرباز : ميشه برم دوستمو ک زخمى شده نجات بدم

فرمانده : ارزش نداره , تا تو برى اون مرده

ولى سرباز رفتو با جنازه ى دوستش برگشت

فرمانده : ديدى گفتم ارزش نداره

سرباز : چرا داشت , وقتى رسيدم بالاسرش گفت ميدونستم ک مياى رفيق


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 15:20 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(2)

مورد داشتیم دختره موقع رانندگی میخواسته کلاج بگیره

غرورش اجازه نداده گفته اون باید منو بگیره !


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 15:19 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)

مورد داشتیم گوشی دختررو دزدیدن نشسته گریه میکنه ولی

نه واس اینکه گوشیشو دزدیدن بلکه واسه اینکه

پو سه روزه غذا نخورده


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 22 شهریور 1393 | 14:51 | نویسنده : einakeaftabi | ارسال نظر(1)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • هم نفس